ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

346

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) جامه بگشا . و گشودم و آن حضرت همه روز مرا حديث نقل فرمود و سپس جامه به خودم پيچيدم و هيچ يك از احاديثى را كه از براى من فرمود فراموش نكردم . محمد بن اسماعيل بن ابو فديك از ابن ابى ذئب ، از مقبرىّ ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را عرض كردم : من احاديث زيادى از شما شنيده‌ام و فراموش كرده‌ام . فرمود : رداى خود بگشاى . گشودم . دست در ردايم فرمود و سپس گفت : ردا را بپوش . چنان كردم و پس از آن هرگز حديثى را از ياد نبردم . محمد بن اسماعيل بن ابو فديك از ابن ابى ذئب ، از سعيد بن ابى سعيد مقبرىّ ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * از رسول خدا ( ص ) به اندازهء دو جوال بزرگ حديث از بر كردم ، از آن دو يكى را منتشر ساختم و اگر دومى را بخواهم منتشر سازم حلقومم بريده خواهد شد . معن بن عيسى از مالك بن انس ، از ابن شهاب ، از اعرج ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * مردم مىگويند ابو هريرة حديث زيادى مىآورد و به خدا سوگند اگر دو آيه در قرآن نمىبود ، هرگز حديثى نمىآوردم . و آن دو آيه را بر خواند : « آنان كه پنهان دارند آنچه از حجتها و بيانى كه ما فرو فرستاده‌ايم ، پس از آن كه روشن نموديم آن را در كتاب ( تورات ) ايشان را خداى لعنت مىكند و لعنت كنندگان هم آنان را لعنت مىكنند ، مگر آنان كه توبه كنند و نيك شوند ، ايشان را توبه پذيرنده‌ام و من بخشاينده‌ام و مهربان » [ 1 ] . چون اين دو آيه را بر خواند گفت : برادران مهاجر ما به كار در بازار و برادران انصار ما به كار در بوستانها و كشتزارهاى خود مشغول بودند ولى ابو هريره به همين مقدار كه شكمش سير شود قناعت مىكرد و ملازم رسول خدا بود و چيزهايى مىشنيد كه آنان نمىشنيدند و چيزهايى از بر مىكرد كه آنان از بر نمىكردند . يحيى بن عبّاد از هشيم ، از يعلى بن عطاء ، از وليد بن عبد الرحمن ، از ابو هريرة نقل مىكند كه * چون ابو هريرة اين حديث از پيامبر ( ص ) آورد كه هر كس به تشييع جنازه‌يى حاضر آيد او را يك قيراط اجر و پاداش است ، ابن عمر او را گفت : توجه داشته باش چگونه حديث مىآورى ، كه تو از پيامبر ( ص ) فراوان حديث مىآرى . گويد ، ابو هريره دست ابن عمر را گرفت و به نزد عايشه برد و گفت : با ابن عمر بازگو كه اين حديث را تو هم از

--> [ 1 ] . آيات 159 و 160 از سورهء بقره . - م .